فنجان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(فِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. معرب پنگان، پیالة کوچک چینی یا بلوری برای نوشیدن چای یا قهوه. فنجان در زبان فارسی برای کاسه مسی هم بکار می رودبعضی اعتقاد دارند کلماتی مانند پنگان و یا پنگال در خود زبان فارسی تبدیل به فنجان شده و ارتباطی به عربی ندارد و نباید آنها را معرب دانست. درست است که عرب ها آن را بصورت فنجان بکار می برند و لی آن را از خود فارسها گرفته اند. پیالة کوچک چینی یا بلوری برای نوشیدن چای یا قهوه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[[۱]]


[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

tazza

انگلیسی
mazard
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر