ققنوس
از ویکیواژه
[ویرایش] فارسی
(قُ)
[ویرایش] اسم
- ققنس:مرغی است افسانهای که منقارش سوراخهای فراوان دارد و آوازهای عجیب درمی آورد. هزار سال عمر میکند و چون مرگش فرا رسد هیزم بسیار جمع میکند و بر بالای آن مینشیند و آن قدر بال میزند تا هیزم آتش بگیرد و بسوزد و از خاکسترش ققنوس جدیدی به وجود میآید.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین