نان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] اسم

  1. قطعه‌ای از آرد خمیر کرده و بر آتش پخته که آن را می‌خورند.
  2. غذا.
  3. روزی، رز

[ویرایش] قید

  1. ~ فانتزی هر یک از ناهای غیرسنتی. ؛~ باگت نان باریک و استوانه‌ای از آرد سفید که غیرسنتی

[ویرایش] استعاره

؛ ~ به نرخ روز خوردن (کن.) فرصت طلب و بی مسلک بودن. ؛~ کسی تو روغن بودن (کن.) موفق بودن، وضع مالی خوب داشتن. ؛ ~ کسی را آجر کردن (کن.) درآمد و گذران زندگی کسی را از بین بردن. ؛ ~ ِ کسی پخته شدن (کن.)

  1. مکر و حیلة آن کس به نتیجه رسیدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
دو تکه نان

[ویرایش] آوایش

  • [nɒ̜n]

[ویرایش] اسم

نان (جمع نان‌ها)

  1. ماده‌ای که یکی از مواد اصلی آن آرد است.

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

pane

انگلیسی
bread
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر