پخ
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
(پَ)
[ویرایش] صفت
- چیز پهن و صاف که لبة آن گرد باشد و تیزی نداشته باشد.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(پِ) (اِصت.)
- نوعی صدا برای ترساندن کسی.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- پخ کلمه ترکی و آذری بوده و به معنای نجاست است و معادل گه فارسی می باشد. البته به دلیل استفاده زیاد در قالب جملات و ضرب المثلها کراهت خود را از دست داده و استعمال این کلمه در محاورات روزمره حاکی ار بی ادبی فرد نمی باشد.
و از مقعد بیرون می آید .
[ویرایش] برگردانها
- انگلیسی
- bezel