پخ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(پَ)

صفت[ویرایش]

  1. چیز پهن و صاف که لبة آن گرد باشد و تیزی نداشته باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(پِ)

(اِصت.)

  1. نوعی صدا برای ترساندن کسی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. پخ کلمه ترکی و آذری بوده و به معنای نجاست است و معادل گه فارسی می باشد. البته به دلیل استفاده زیاد در قالب جملات و ضرب المثلها کراهت خود را از دست داده و استعمال این کلمه در محاورات روزمره حاکی ار بی ادبی فرد نمی باشد.

و از مقعد بیرون می آید .

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
bezel