کمر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(کَ مَ)

محتویات

فارسی [ویرایش]

ریشه‌شناسی [ویرایش]

اسم [ویرایش]

  1. میان، پشت.
  2. آنچه بر میان بندند.
  3. میانه و وسط کوه. ؛ ~ کاری را شکستن کنایه از: بخش مهمی از آن کار را انجام دادن. ؛ ~راست کردن تجدید قوا کردن، دوباره نیرو گرفتن.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها [ویرایش]

انگلیسی
waistline