کیوان
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
(کَ)
[ویرایش] اسم
- سیارة زحل.دایی
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
کی=شاهنشاه [ویرایش] ریشهشناسیوان=بان=پسوندی که وقتی به آخر کلمه ای افزوده می شود معنی نگهدارنده، خادم و محافظ دارد مانند : دشتوان- گله وان- در وان ....(رجوع شود به فرهنگ عمید)
البته معنای دیگر کیوان نام ششمین سیّاره منظومه شمسی است. این سیاره را پیشینیان خادم پیر، خادم سپهر یا پاسبان فلک می نامیدند (رجوع شود به فرهنگ عمید)
|