گنگ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(گُ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. لال، بی زبان.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(گَ)

خمیده، کج، کوژ (مادرزاد و غیره)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. نیکو، خوب، زیبا.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

برگردان‌ها[ویرایش]


اسم[ویرایش]

  1. لولة سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار می‌گذاشتند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. جزیره.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم می‌رسد و بن موها می‌خارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمی‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. کنگ: امرد قوی جثه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

muto

انگلیسی
whist