گنگ
از ویکیواژه
(گُ)
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] صفت
- لال، بی زبان.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(گَ)
خمیده، کج، کوژ (مادرزاد و غیره)
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(~.)
- نیکو، خوب، زیبا.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(~.)
[ویرایش] برگردانها
برگردانها
|
انگلیسی:mute |
[ویرایش] اسم
- لولة سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار میگذاشتند.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(~.)
- جزیره.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(~.)
- بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم میرسد و بن موها میخارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمیشود.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(~.)
- کنگ: امرد قوی جثه.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] اسم
[ویرایش] برگردانها
برگردانها
|
انگلیسی:mute |
- ایتالیایی
[ویرایش] صفت
- انگلیسی
- whist