گوز

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(گَ)

[ویرایش] اسم

  1. گردو، جوز.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(گُ)

  1. چشم، عین.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
  1. باد صداداری که از مخرج انسان خارج می‌شود، تیز، ضرطه. ؛ ~ چه ربطی به شقیقه دارد کنایه از: دو چیز نامتجانس و نامربوط، جواب حرف نامربوط. ؛گنده ~ی کردن ادعا کردن، تفاخر بی اصل و اساس کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

[ویرایش] آوایش

[guz]

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
fart
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر