accredit

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] فعل

to accredit (سوم شخص مفرد حال ساده accredits، صفت فاعلی accrediting، گذشته ساده و اسم مفعولی accredited)

  1. معتبر شناختن,اعتباربخشیدن
  2. موردلطف قراردادن
  3. منصوب کردن,اختیاردادن
  4. اعتقاد داشتن,معتقدبودن,اعتماد کردن
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر