alleviate

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] فعل

to alleviate (سوم شخص مفرد حال ساده alleviates، صفت فاعلی alleviating، گذشته ساده و اسم مفعولی alleviated)

  1. سبک کردن
  2. آرام کردن
  3. کم کردن
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر