آبدان

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم مرکب[ویرایش]

  1. آبگیر.
  2. آب انبار.
  3. کاسه.
  4. مثانه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

آبدان[ویرایش]

  1. فارسی:
1 ـ مثانه / گمیزدان (فارسی میانه)

به کسر اول / گومیس دان (فارسی باستان)

  1. به ضم اول.
(مثانه)

از ریشه (میس)

=خیس]] / تر / آبدار)

(مثانه)

معرب است.

2 ـ مشک آب.
3 ـ اسم ابتدایی آبادی‌ها / (جاودان)

شکل قدیمی‌تر (آبدان)

  1. است.
    4 ـ در برخی نواحی، به کیسه زرداب هم گفته می‌شود.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
vesica