آبگیر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم مرکب[ویرایش]

آب + گیر

  1. استخر، حوض.
  2. تالاب، برکه.
  3. ظرفی که در آن آب یا گلاب ریزند.
  4. خادم حمام.
  5. کسی که سوراخ ظرف‌هایی مانند سماور یا آفتابه را با موم مذاب یا قلع می‌گرفت.
  6. گنجایش حوض یا هر ظرف دیگ

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]