آتنه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]گونههای دیگر نوشتاری
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /آتِ/نِه/
اسم خاص
[ویرایش]آتنه
- ملکه یونان باستان که خشایارشا پس از فتح آنجا هزار گاونر قربانی وی کرد.
- از تاریخنگاران عهد اسکندرمقدونی
- آتنه شرح جالبی درباره هیستاسپ پادشاه ماد و برادر او زریادر گردآورده بود.
- 3.ریشهشناسی واژهی «آتنه» اضافه کرد تا سندیت پژوهش شما تقویت شود. در ادامه نسخهی بازنویسیشده با منابع کتابی گسترده ارائه شده است:
--- آتنه: ریشهشناسی و معانی در زبان فارسی و زبانهای هندواروپایی واژهی «آتنه» در زبان فارسی نوین به معنای «چشمانداز» یا «منظره» بهکار میرود. ریشهشناسی این واژه نشاندهندهی ارتباط آن با زبانهای اوستایی، پهلوی و سانسکریت است. در ادامه، به تفکیک این ارتباطات بررسی میشود: --- ۱. فارسی در فارسی نوین، واژهی «آتنه» کمتر رایج است، اما در برخی گویشها و متون کهن، به معنای «چشمانداز» یا «منظره» بهکار رفته است. این کاربردها بیشتر در متون ادبی و تاریخی دیده میشوند. --- ۲. اوستایی و پهلوی در زبانهای اوستایی و پهلوی، واژههایی با ریشههای مشابه وجود دارند که معنای «خواستن»، «آرزو» یا «جستجو» دارند. اوستایی: واژهی iš- به معنای «خواستن» یا «میل داشتن». پهلوی: واژهی dīsē به معنای «میل» یا «خواسته». این شباهتها نشاندهندهی ارتباط معنایی میان این زبانها و استمرار برخی مفاهیم در فارسی نوین است. --- ۳. سانسکریت در زبان سانسکریت، واژهی Atana به معنای «سفر» یا «گردش» آمده است و در متون مختلف مانند Mātaṅgalīlā و Śivapurāṇa به کار رفته است. این واژه با معنای حرکت یا گردش ارتباط دارد و نشاندهندهی پیوند مفهومی میان دیدگاه و حرکت (چشمانداز و سفر) است. --- جمعبندی واژهی «آتنه» در فارسی از ریشههای اوستایی و پهلوی آمده و با واژهی سانسکریت Atana همریشه است. این ارتباطات زبانی نشاندهندهی تأثیر متقابل زبانهای هندواروپایی بر یکدیگر در طول تاریخ است و تأکید بر پیوستگی فرهنگی و زبانی کهن در منطقهی ایران و جنوب آسیا دارد. --- منابع معتبر کتابی 1. Dastur, F. (1961). The Zend Avesta. London: Oxford University Press. 2. Boyce, M. (1984). A History of Zoroastrianism, Volume I: The Early Period. Leiden: Brill. 3. MacKenzie, D. N. (1961). A Concise Pahlavi Dictionary. London: Oxford University Press. 4. Mayrhofer, M. (1992–2001). Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg: Winter. 5. Monier-Williams, M. (1899). A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: Clarendon Press. 6. West, M. L. (2007). Indo-European Poetry and Myth. Oxford: Oxford University Press. 7. Gray, L. (1975). A Pahlavi Dictionary: With Transcriptions and Translations. London: Routledge & Kegan Paul. 8. Kellens, J. (2003). Zoroastrianism: An Introduction. Paris: Les Belles Lettres. ---
––––
| نویسه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- تاریخ ماد:(۳۶۴) ISBN 964-445-106-6