آراستن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(تَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. زینت دادن، زیور کردن.
  2. نظم دادن.
  3. آماده کردن.
  4. قصد کردن.
  5. مجهّز کردن (سپاه)
  1. هماهنگ کردن (موسیقی)
  1. غنی کردن، بی نیاز کردن.
  2. گماشتن، مأمور کردن.
  3. منقش کردن.
  4. آباد کردن، معمور کردن.
  5. برپا کردن، منعقد کردن.
  6. شاد کردن مسرور کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

decorazione

انگلیسی
trim