آشچهلم
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /آشِ/چِهلم/
اسم مرکب
[ویرایش]آشچهلم
- غذایی که در روز چهلم مرگ کسی یا تولد کسی میپزند.
- چون نوبت به ترتیب آش چهلم رسید ... اشارت فرمودند. «نظامیباخرزی»
مترادفها
[ویرایش]- آش پیش پا، آش پشت پا، آش خوردن، آش در هم جوش، آش دندانی ، آش دهن سوز، آش بردن، آش شلم شوربا، آش شله قلم کار، آش کشک خاله، آش گل گیوه، آش همان آش، آش یک وجب روغن
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن