ارغند
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /اَرغَند/
صفت
[ویرایش]ارغند (قدیم)
- خشمگین، غضبناک، قهرآلود، ارغنده.
- بگْرای چو اژدهای گرزه/ بخْروش چو شرزه شیر ارغند. «ملکالشعرای بهار»
کهنواژه
[ویرایش]- ممکن است صورت باستانی آن اَرغُندهِ باشد که در زبان معیار باستان به معنی شوهر عاشق پیشه، مانند جفت زدن کبوتر است.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
