پهلوی

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • پیش هند و ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • /پَهلَوی/

Nuvola apps bookcase2.png ‌صفت نسبی[ویرایش]

پهلوی

  1. پارتی، نسبت داده شده به قوم پارت.
    پهلوی ممکن است به‌صورت پهلبی همسان پهلبد بوده ولی در هر دو اصطلاح فوق در دوران رونق ادبیات عرب در ایران حرف ه به آنها افزوده شده است. با این اوصاف هنوز با اصطلاح اصلی یعنی پَلهَ فاصله زیادی دارد، و ظاهرا پله به معنی هی کردن اسب است، بدین منوال مراد از پهلوی همان آریاییان اسب‌پرور و اسب‌سوار است.
  2. پادشاهی، سلطنتی.
  3. پهلوانی، قهرمانی.
  4. نام خط و زبان ایرانیان در زمان اشکانیان و ساسانیان.
  5. آهنگی است در موسیقی قدیم.
  6. نوعی سکه طلا مشهور به سکه پهلوی با نقش شاهان پهلوی اول و دوم (آخرین سلسله پادشاهی در ایران).

زبان دیگر[ویرایش]

  • پارسی میانه (پهلوی)

آوایش[ویرایش]

  • /پَهلُویِ/

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

  1. پهلوی یا پارسی میانه ریشه زبانهای دری و فارسی امروز است.
  2. پهلو با اضافه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین