پرش به محتوا

استوار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُستُوار/

صفت

[ویرایش]

استوار

  1. محکم، پایدار، پا برجا، سخت.
  2. (قدیم): بطور محکم و به سختی.
  3. (قدیم): مپرد اطمینان. مورد اعتماد، امین.
  4. (نظامی): درجه‌ای در ارتش، میان گروهبان و افسریار. درجه‌داری که دارای درجه بالاتر از گروهبانی و پایین‌تر از افسری است.
  5. (کلام): دارای انسجام.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین