پرش به محتوا

اسلیمی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]
کاشی اسلیمی

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِسلیمی/

صفت نسبی

[ویرایش]

اسلیمی

  1. نقش و نگارهایی با تصاویر دایره‌ای شکل و پیچ و خم‌دار. آرابسک.
  2. نوعی از نقش و نگار، مرکب از ساقه‌های حلزونی شکل گل‌های مختلف با برگ‌های متنوع که در کتیبه‌ها، نقاشی‌ها، کاشیکاری‌ها و گچ‌بری‌ها ترسیم می‌کنند. نقش گردان یا انحنا دار.
  3. شکل تغییر یافتهٔ واژهٔ اسلامی، طرح‌هایی مرکب از پیچ و خم‌های متعدد که شبیه عناصر طبیعت هستند.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین