اسلیمی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- (فارسی/عربی)
آوایش
[ویرایش]- /اِسلیمی/
صفت نسبی
[ویرایش]اسلیمی
- نقش و نگارهایی با تصاویر دایرهای شکل و پیچ و خمدار. آرابسک.
- نوعی از نقش و نگار، مرکب از ساقههای حلزونی شکل گلهای مختلف با برگهای متنوع که در کتیبهها، نقاشیها، کاشیکاریها و گچبریها ترسیم میکنند. نقش گردان یا انحنا دار.
- شکل تغییر یافتهٔ واژهٔ اسلامی، طرحهایی مرکب از پیچ و خمهای متعدد که شبیه عناصر طبیعت هستند.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین