اشپیختن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(اِ تَ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. پاشیدن، ریختن و پراکنده کردن.
  2. ترشح کردن. اشبیختن و اشپوختن و اشبوختن هم گویند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین