اطلس
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: اطلش
آوایش
[ویرایش]- /اَطلَس/
اسم
[ویرایش]اطلس
- نوعی پارچه ابریشمی که یک روی آن براق است. پارچه ابریشمی.
- نوعی پارچه از الیاف مصنوعی شبیه ابریشم.
- کتاب شامل جدولها، نمودارها. فرمولها، نقشهها، و تصویرهای مربوط به یک رشته خاص. نقشه جغرافیایی.
- (جانوری): نخستین مهره در ستون فقرات که از بالا به جمجمه و از پایین به مهره آسه متصل است. اولین معره گردن.
- (نجوم): فلک نُهُم. سطح مقعر.
- نام یکی از رب النوعهای یونان قدیم که زمین را بر دوش خود حمل میکند.
- نام اقیانوسی که بین اروپا و امریکا قرار دارد. اقیانوس اطلس.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین