پرش به محتوا

اطلس

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: اطلش

آوایش

[ویرایش]
  • /اَطلَس/

اسم

[ویرایش]

اطلس

  1. نوعی پارچه ابریشمی که یک روی آن براق است. پارچه ابریشمی.
  2. نوعی پارچه از الیاف مصنوعی شبیه ابریشم.
  3. کتاب شامل جدول‌ها، نمودارها. فرمول‌ها، نقشه‌ها، و تصویرهای مربوط به یک رشته خاص. نقشه جغرافیایی.
  4. (جانوری): نخستین مهره در ستون فقرات که از بالا به جمجمه و از پایین به مهره آسه متصل است. اولین معره گردن.
  5. (نجوم): فلک نُهُم. سطح مقعر.
  6. نام یکی از رب النوع‌های یونان قدیم که زمین را بر دوش خود حمل می‌کند.
  7. نام اقیانوسی که بین اروپا و امریکا قرار دارد. اقیانوس اطلس.



ترجمه
انگلیسی
satin

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین