پرش به محتوا

اعتماد داشتن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اعتماد/داشتن/

اسم مرکب

[ویرایش]

اعتمادداشتن

  1. اعتماد داشتن یا اعتماد کردن به چیزی، یعنی آن را راست و درست دانستن.
  2. اعتقاد داشتن به اینکه یک نفر خوب، روراست، درستکار، غیره است.
    او به دوستش اعتماد دارد.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن