پرش به محتوا

افژولیدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • ایرانی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفژولیدَن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

افژولیدن (قدیم)

  1. برانگیختن. پریشان ساختن.
    یکدیگر را بر طعام دادن مسکین و درویش نمی‌افژولید و وصیت نمی‌کنید. «جرجانی»

واژه‌های وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین