امام

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • پیش هند و ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • [آم/ آم]

قید[ویرایش]

امام

  1. مضاغف دو کلمه آم، هنگامی باید ادا می‌گشت که فرد غیره بومی، چیزی یا کسی را در کوچه پس کوچه‌های شهر کوفه بخواهد بیابد. بدین منوال از نظر مردم کوچه ‌و بازار جوینده را فارق از اسم و کنیه‌اش که بر مردم مجهول بود ملقب به آم‌آم خواهد شد. بیس و پایه تاریخی این اصطلاح عمامه است.
    بعدها این عبارت در دوران خلفا که خط و زبان عربی رایج و معمول گشت امام معرب آم‌آم گشت.

ریشه‌شناسی ۲[ویرایش]

  • عربی

قید[ویرایش]

  1. رهبر،‌ پيشوا، معصومين (سلام الله عليهم)
  2. پیش، جلو.

صفت[ویرایش]

  1. پیشوا، پیشرو.
  2. پیش ن

ریشه شناسی ۳[ویرایش]

  • مازندرانی
  1. پیر، شیخ.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]