بارهنگ

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(هَ)

اسم مرکب[ویرایش]

  1. بارتنگ: گیاهی با ساقه‌های نازک وبرگ‌های بیضی شکل، بلندیش تا نیم سانتی متر می‌رسد، دانه‌های ریز و لعاب دار دارد که خاصیت نرم کننده و ملین دارد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

پهلوی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

قید[ویرایش]

بارهنگ

  1. بار در زبان فوق به معنی خوب، راحت و دنج است بدین سبب بارهنگ به معنی هنگ راحت هنگی که افراد آن از نظر دیگران ویژگی خاص داشتند که آن ویژگی معلوم نیست.
    بارهنگی لَرَ خبر چاددِر تِز گَلسه لع
    به بارهنگی‌ها خبر برسان زود بیایند.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
plantain