بخ
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: بِخ
آوایش
[ویرایش]- /بَخ/
شبهجمله
[ویرایش]بخ
- برای بیان خشنودی و شادمانی بکار میرود، زه، آفرین، خوشا.
- بِخْ: در گویش گنابادی یعنی کنار، بغل.
- نام چوبی ریشه یک گیاه که در گناباد با آن خوردنی کَف را درست میکنند.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین