بستو

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(بَ)

اسم[ویرایش]

  1. سبو، کوزة سفالین.
  2. چوبی که ماست را برهم زنند تا مسکه و دوغ از هم جدا گردد.
  3. نوعی قوس بیضی شکل که در ساخت گنبد استفاده می‌شود ونیست فاصله کانونی به دهانه آن ۳ به ۴ است.
  4. بِسْتُوْ :(bestouw) در گویش تونی و گویش گنابادی یعنی صبر کن، وایستا، بگذار

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
jug