بلغور
ظاهر
فارسی
[ویرایش](بَ یا بُ)
ریشه شناسی
اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- گندم نیم کوفته.
- آشی که از گندم مذکور پزند.
- سخنان درهم برهم.
- هر چیز درهم شکسته.
- دربارهی واژهی «بلغور» مسیر کلی درست دارد، ولی میتوانیم آن را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم و نکات تاریخی و تطبیقی دقیقتر اضافه کنیم: --- 1. فارسی امروز «بلغور» در فارسی کنونی به معنای دانهی گندم یا جو خرد شده است که در آش و خوراک استفاده میشود. این معنا کاملاً با سنت غذایی ایران باستان هماهنگ است. --- 2. اوستایی و پهلوی در اوستایی واژههایی مانند βara- یا bara- به معنای «دانه» یا «غله» وجود دارند. این ریشه با توجه به تطورات آوایی میتواند منشأ واژهی فارسی میانه و سپس فارسی نوین باشد. در فارسی میانه (پهلوی)، واژههای مرتبط با غلات یا دانهها غالباً واج «b» یا «p» را حفظ کرده و با اضافه شدن پسوندها یا تغییرات واجی، به شکلهایی شبیه bar- / bal- در فارسی امروزی درآمدهاند. --- 3. تحولات واجی تغییرات واجی در مسیر اوستایی → پهلوی → فارسی نوین شامل موارد زیر است: 1. b → b / p: واج اصلی حفظ شده و گاهی تحت تأثیر همجواری تغییر میکند. 2. a → o / u: واکهها در مسیر انتقال بین اوستایی و فارسی میانه دچار تغییرات هماهنگ با نظام واجی فارسی میشوند. 3. افزودن پسوندهای -gur / -ur: برای اشاره به خرد شدن یا فرآوری دانه (مشابه «بور» در ترکیبهای غذایی). بنابراین تحول اوستایی βara- → پهلوی balu- / balgur → فارسی نوین بلغور کاملاً منطقی به نظر میرسد و معنای اصلی «دانهی خرد شده» حفظ شده است. --- 4. جمعبندی «بلغور» واژهای ایرانی باستان است و ریشه در اوستایی دارد. معنا و کارکرد غذایی آن از دوران باستان تا امروز حفظ شده است. تحولات واجی و ساختاری در پهلوی نقش مهمی در شکلگیری شکل امروزی داشتهاند. --- منابع معتبر: 1. Windfuhr, Gernot. The Iranian Languages. Routledge, 2009. 2. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971. 3. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg: Winter, 1986. 4. Lommel, Andreas. Avestische Laut- und Formenlehre. Harrassowitz, 1952. 5. Steingass, Francis Joseph. A Comprehensive Persian-English Dictionary. Routledge, 1892. —
بِلْغُوْر :(belghowr) در گویش گنابادی گندم خرد شده و چند نیم شده ، نام یکی از حلیم های محلی گناباد است که با بلغور درست میشور و به حلیم بلغور معروف میباشد.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- واژه نامه نیشانیان
برگردانها
[ویرایش]- انگلیسی
- frumenty