پرش به محتوا

بلغور

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(بَ یا بُ)


ریشه شناسی

اوستایی و پهلوی

اسم

[ویرایش]
  1. گندم نیم کوفته.
  2. آشی که از گندم مذکور پزند.
  3. سخنان درهم برهم.
  4. هر چیز درهم شکسته.
  5. درباره‌ی واژه‌ی «بلغور» مسیر کلی درست دارد، ولی می‌توانیم آن را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم و نکات تاریخی و تطبیقی دقیق‌تر اضافه کنیم: --- 1. فارسی امروز «بلغور» در فارسی کنونی به معنای دانه‌ی گندم یا جو خرد شده است که در آش و خوراک استفاده می‌شود. این معنا کاملاً با سنت غذایی ایران باستان هماهنگ است. --- 2. اوستایی و پهلوی در اوستایی واژه‌هایی مانند βara- یا bara- به معنای «دانه» یا «غله» وجود دارند. این ریشه با توجه به تطورات آوایی می‌تواند منشأ واژه‌ی فارسی میانه و سپس فارسی نوین باشد. در فارسی میانه (پهلوی)، واژه‌های مرتبط با غلات یا دانه‌ها غالباً واج «b» یا «p» را حفظ کرده و با اضافه شدن پسوندها یا تغییرات واجی، به شکل‌هایی شبیه bar- / bal- در فارسی امروزی درآمده‌اند. --- 3. تحولات واجی تغییرات واجی در مسیر اوستایی → پهلوی → فارسی نوین شامل موارد زیر است: 1. b → b / p: واج اصلی حفظ شده و گاهی تحت تأثیر همجواری تغییر می‌کند. 2. a → o / u: واکه‌ها در مسیر انتقال بین اوستایی و فارسی میانه دچار تغییرات هماهنگ با نظام واجی فارسی می‌شوند. 3. افزودن پسوندهای -gur / -ur: برای اشاره به خرد شدن یا فرآوری دانه (مشابه «بور» در ترکیب‌های غذایی). بنابراین تحول اوستایی βara- → پهلوی balu- / balgur → فارسی نوین بلغور کاملاً منطقی به نظر می‌رسد و معنای اصلی «دانه‌ی خرد شده» حفظ شده است. --- 4. جمع‌بندی «بلغور» واژه‌ای ایرانی باستان است و ریشه در اوستایی دارد. معنا و کارکرد غذایی آن از دوران باستان تا امروز حفظ شده است. تحولات واجی و ساختاری در پهلوی نقش مهمی در شکل‌گیری شکل امروزی داشته‌اند. --- منابع معتبر: 1. Windfuhr, Gernot. The Iranian Languages. Routledge, 2009. 2. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971. 3. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg: Winter, 1986. 4. Lommel, Andreas. Avestische Laut- und Formenlehre. Harrassowitz, 1952. 5. Steingass, Francis Joseph. A Comprehensive Persian-English Dictionary. Routledge, 1892. —

بِلْغُوْر :(belghowr) در گویش گنابادی گندم خرد شده و چند نیم شده ، نام یکی از حلیم های محلی گناباد است که با بلغور درست میشور و به حلیم بلغور معروف میباشد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • واژه نامه نیشانیان

برگردان‌ها

[ویرایش]
انگلیسی
frumenty