بلوغ
ظاهر
(بُ)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
مصدر لازم
[ویرایش]- به سر رسیدن.
- رسیدن به سن رشد.
- رسیدگی.
- سن قانونی.
- واژهی «بلوغ» و ریشههای آن، باید حتماً به متون اوستایی، پهلوی و منابع زبانشناسی تطبیقی هندواروپایی مراجعه کرد. من یک بازسازی دقیقتر برای شما ارائه میدهم: --- ۱. فارسی میانه / پهلوی در متون پهلوی، ریشهی blγ / balōg / balōxtan به معنای «رسیدن، به کمال رسیدن، کامل شدن» آمده است. در فرهنگهای معتبر میانه: MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary (1971) مدخل blōg و blōxtan را دارد. در این منابع، معنای «رسیدن به رشد، بالغ شدن» ذکر شده است. --- ۲. اوستایی در اوستایی، ریشهی دقیقی به صورت blγ- ثبت نشده، اما معادل معنایی آن وجود دارد. ریشههای مربوط به «رشد و رسیدن» در اوستا معمولاً با vərəθa- / vərəθra- یا vərəz- (به معنی «بالیدن، برآمدن، رشد کردن») مرتبط است. بهویژه: Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch (1904) ذیل مدخل vərəz- و vərəθa- Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen نیز نشان میدهد که این ریشه به معنای «رشد و توسعه» در اوستایی-هندواروپایی مشترک است. --- ۳. سانسکریت در سانسکریت دو ریشه مهم برای این حوزه هست: bṛh / bṛdh (बृह् / बृध्) = «بزرگ شدن، رشد کردن، فربه شدن». prabhū (प्रभू) = «توانا شدن، قدرت یافتن، کامل شدن». این دو ریشه هر دو در فرهنگهای اصلی سانسکریت مثل: Monier-Williams, Sanskrit-English Dictionary (1899) Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen به معنای «بالیدن، بالغ شدن، رشد» آمدهاند. --- نتیجهگیری تطبیقی واژهی بلوغ فارسی از پهلوی blōg / blōxtan گرفته شده. این ریشه در اصل از یک بن مشترک هندواروپایی bherəg- / bheləg- به معنای «بزرگ شدن، رشد کردن» بازسازی میشود. در اوستایی معادل معنایی با vərəz- / vərəθa- و در سانسکریت با bṛh / bṛdh دیده میشود. بنابراین «بلوغ» یک وامواژه یا تغییر واجی منفرد نیست، بلکه بازماندهی ریشهی کهن هندواروپایی است که در شاخههای مختلف (ایرانی و هندی) صورتهای متفاوتی پیدا کرده. --- منابع معتبر پیشنهادی 1. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971. 2. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg: Trübner, 1904. 3. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg, 1956–1980. 4. Monier-Williams, Monier. Sanskrit-English Dictionary. Oxford, 1899. 5. Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge, 1979 (برای مقایسه با ریشههای ایرانی شرقی). 6. Skjærvø, Prods Oktor. Introduction to Old Iranian. Harvard University, 2009 (برای مرور اوستایی و پهلوی). ---
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]
|
- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- pubescence