بنک
ظاهر
فارسی
[ویرایش](بَ نَ)
بُنَّکْ :(bonnak) در گویش گنابادی یعنی جفتک زدن ، پشت پا زدن ، لگد زدن ، رو برگردانیدن
اسم
[ویرایش]- نوعی از قماش اطلس که بر آن گلهای زربفت باشد.
- گلها و نشانها که بر روی مهوشان از نوشیدن شراب بهم رسد، عرق که بر پیشانی ایشان نشیند.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(بُ نَ)
- ردّ پا.
- نشان و اثر هر چیز.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(~.)
اسم
[ویرایش]- بنه: جای، مکان، جایی که نقد و جنس در آن نهند، بنگاه.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین