تان

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. دهان، فم.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. تار؛ م

قید[ویرایش]

  1. بود. رشته‌ای چند که جولاهگان از پهنای کار زیاد آورند و آن را نبافند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین