تعریف

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(تَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. معرفی کردن.
  2. حقیقت چیزی را بیان کردن.
  3. ستایش کردن، تمجید کردن.
  4. بازگو کردن، نقل کردن.
  5. معرفه بودن (دستور)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
quantification