توس

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آرامگاه فردوسی در توس

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  • پیش-هندو-ایرانی
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ توس پسر نوذر دارد

آوایش[ویرایش]

  • [تُوس]

اسم خاص[ویرایش]

توس

  1. ~ پسر بزرگ نوذر است و در تهاجم افراسیاب به پایتخت ایران، توس و گستهم دو پسر نوذر به پیشنهاد او شبانه و زمانیکه پایتخت کاملا محاصره شده بود فرار کردند. انگیزه نوذر از متواری کردن آنها این بود که شاید یکی دو نفر از نسل شاهی باقی بماند.
    ز تخم فریدون مگر یک دو تن ..... برد جان ازین بیشمار انجمن
  2. ~ یکی از شهرهای باستانی خراسان و در گذشته به بخشی گفته می‌شد که شهر نوقان و طابران و روستای سناباد (آرامگاه امام رضا(ع) و گور هارون) در آن بود. گروهی از بزرگان بدان منسوب‌اند از جمله جابر پسر حیان و فردوسی.
  3. ~ ممکن است تصحیف شده «توش» باشد، در این صورت به معنی راست، مستقیم، بدون کوچکترین انحنا تلقی می‌شود. مستقیم و بدون کج و معوج حرکت کردن.

مترادف‌ها[ویرایش]

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

  • توس زرینه‌کفش

منابع[ویرایش]


برگردان‌ها[ویرایش]