تی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]گیرششده از بهاری: تَی
آوایش
[ویرایش]- /تِی/
اسم
[ویرایش]تِی (قدیم)
- نامی برای حرف «ت». طی.
- تَی: وسیلهای به شکل T با یک دسته بلند که برای شستن کف ساختمان به کار میرود.
- تِی: خطکش، خطکس تی.
- تِیْ :در گویش گنابادی یعنی تمام ، پایان ، قیمت نهایی چیزی ، قرار و مدار قطعی شده ، تمام شدن ، به انتها رسیدن چیزی یا کسی.
- تِیْ شُدَ: در گویش گنابادی یعنی تمام شده، مقطوع، مردن، فوت شدن.
پارتی (پهلوی)
- تِی:در پهلوی به معنی خورشید، فروغ، بخشنده. پارتی.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین