پرش به محتوا

جا

از ویکی‌واژه

اسم[ویرایش]

  1. مکان، موض
  1. رختخواب، بس

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  • پهلوی
  • واژه جا معادل ابجد 4 تعداد حروف 2 تلفظ jā نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: giyāk] ‹جای› مختصات (زَ دَ) (مص م .) آواشناسی jA الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان عامیانه فرهنگ فارسی معین
  1. منزل، مأوا.
  2. ظرف، بشقاب.
  3. قدر، منزلت. ؛از ~ دررفتن کنایه از: عصبانی شدن، خشمگین شدن. ؛~ تر است و بچه نیست کنایه از: فرد مورد نظر دررفته، آن شی ء از میان رفته.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  • واژگان عامیانه

زدن (زَ دَ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. جنس بدلی یا نامرغوب را به جای مرغوب و اصلی به کسی دادن یا فروختن، قالب کردن.
  2. از ترس، نظر و تصمیم خود را عوض کردن.
  3. کسی را به جای دیگری معرفی کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  • واژگان عامیانه

اسم[ویرایش]

  1. مکان

برگردان‌ها[ویرایش]

کلمات مرتبط[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

locale

اسم[ویرایش]

località

posto

luogo

اسم[ویرایش]

spazio

انگلیسی
vacantness