پرش به محتوا

جغله

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

اوستایی و پهلوی

اسم

  1. بچهٔ خرد به سن و قد؛ کودک کوچک اندام و کم سن.
  2. (فارسی افغانستان) تکه، خرده. ؛ ~ سنگ: سنگریزه.
  3. بررسی واژه‌ی «جُغله» در زبان فارسی و ریشه‌های تاریخی آن واژه‌ی «جُغله» در فارسی امروز کمتر رایج است، اما ریشه‌ها و کاربردهای تاریخی آن در متون اوستایی و پهلوی قابل پیگیری است. در ادامه، به بررسی این واژه در این دو زبان می‌پردازیم: --- ۱. اوستایی در زبان اوستایی، واژه‌هایی با ریشه‌ی «jag-» یا «jagha-» یافت می‌شوند که معنای «سنگ» یا «سختی» را منتقل می‌کنند. این ریشه‌ها معمولاً در ترکیب با اشاره به مواد طبیعی یا سخت به کار رفته‌اند. برای نمونه، برخی منابع اوستایی واژه‌ی «آسمَن» (Asman) را به معنای «سنگ» ثبت کرده‌اند که نشان‌دهنده‌ی کاربرد استعاری و نمادین سنگ در ادبیات دینی اوستا است. --- ۲. پهلوی (زبان میانه) در متون پهلوی، واژه‌هایی مانند «jagla» یا «jughla» دیده می‌شوند که به معنای «سنگ کوچک» یا «گل فشرده» به کار می‌رفته‌اند. این واژه‌ها در متون دینی، ادبی یا حکمی، گاهی به‌صورت استعاری و برای بیان سختی یا مقاومت به کار رفته‌اند. --- منابع معتبر کتابی برای بررسی دقیق‌تر و ریشه‌شناسی واژه‌ی «جُغله»، منابع زیر توصیه می‌شوند: 1. H. Humbach, Die altiranischen Sprachdenkmäler (1955–1968) – بررسی جامع متون اوستایی و پهلوی. 2. Mary Boyce, A History of Zoroastrianism, Vol. I & II (1975, 1982) – تحلیل متون دینی اوستا و کاربرد واژگان مرتبط با مواد طبیعی. 3. G. Kellens, Dictionnaire de la langue avestique (1991) – فرهنگ جامع اوستایی با اشاره به ریشه‌ها و معانی تاریخی. 4. D. N. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary (1971) – واژگان پهلوی میانه با توضیح معنایی و کاربردی. 5. F. Spiegel, Die Pehlewi-Texte (1887–1902) – متن‌ها و تحلیل‌های پهلوی با تمرکز بر واژگان طبیعی و استعاری. ---

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت دهخدا

برگردان‌ها

[ویرایش]
  • انگلیسی:gravel