خو

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

خُوْ :(khow) در گویش گنابادی یعنی خواب ، خوابیدن ، خم کردن ، ترس

اسم[ویرایش]

  1. خوی، سرشت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. علف هرزه.
  2. هر گیاه که خود را به درخت پیچد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


اسم[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

umore

انگلیسی
temper