خیمه

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شب بازی (~. شَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم مرکب[ویرایش]

  1. نمایش عروسکی. یکی از هنرهای نمایشی که در آن عروسک‌ها را از پشت پرده یا خیمة کوچکی به وسیلة سیم یا نخ به حرکت درآورند و یک تن از داخل خیمه به زبان آن‌ها سخن گوید.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(خِ مِ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. خمیة

اسم[ویرایش]

  1. چادر، سراپرده. ؛ ~روی آب زدن کنایه از: کار بی ثبات یا زیان آور کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. سرپناهی موقت که معمولا با چوب و پارچه میسازند
  2. مترادف:چادر

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
wigwam