دانش

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

دانش (جمع دانش‌ها)

  1. اسم مصدر دانستن
  2. چگونگی آگاهیدن از چیزی با استفادن از یه نوعْ استدلال:
    بهتره پیش از اقدام دانشش را بکسبی (کسب کنی).
  3. (رایانش) فرایند کسبیدن (کسب) آگاهی از یک مجموعه اطلاع‌.
  4. مجموعه اطلاعات یا آگاهی‌ها درباره یک پدیده که از طریق آموختن، تجربه، یا مطالعه بدست می‌آید؛ علم؛ آگاهی:
    در دانش و آنگهی راستی ..... گرین دو نیابی، روان کاستی (شاهنامه)

واژه‌های مشتق[ویرایش]

برگردان[ویرایش]

بهاری[ویرایش]

فعل[ویرایش]

  1. سخن بگو، صحبت‌ کن، حرف بزن.