دانش
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: دانِش
آوایش
[ویرایش]- /دانِش/
اسم مصدر
[ویرایش]دانش
- اسم مصدر دانستن. مجموعه اطلاعات یا آگاهیها درباره یک پدیده که از طریق آموختن، تجربه، یا مطالعه بدست میآید. علم، آگاهی.
- چگونگی آگاهیدن از چیزی با استفادن از یه نوعْ استدلال:
- بهتره پیش از اقدام دانشش را بکسبی (کسب کنی).
- (رایانش) فرایند کسبیدن (کسب) آگاهی از یک مجموعه اطلاع.
- در دانش و آنگهی راستی/ گرین دو نیابی، روان کاستی (شاهنامه)
واژههای مشتق
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن