را

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • [را]

Nuvola apps bookcase2.png حرف[ویرایش]

را

  1. نشانه مفعول صریح یا بی واسطه (مستقیم).
  2. : خانه را خریدم، کتاب را دادم.
  3. اختصاص را رساند به معنی برای: منت خدای را.
  4. درباره، در حق: و آن آنچنان بود که ایشان موسی را گفتند پیش.

Nuvola apps bookcase2.png استعاره[ویرایش]

  1. برای اعتراض و تمسخر یا تنبیه بعد از اسم و در جملة بی فعل می‌آید: آقا را!


پس‌نهشت[ویرایش]

  1. نقش نمای، مفعول مستقیم.

––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین