راحت
ظاهر
فارسی
[ویرایش]آسوده، آسان و بیدردسر؛ همچنین صمیمی، بیتعارف و بیدغدغه.
آوایش
[ویرایش]- /راحَت/---/خطای اسکریپتی: تابع «template_categorize» وجود ندارد.راحت (جمع راحات)
واژهشناسی
[ویرایش]اسممصدر صفتشده روح بر وزن فعلت بهمعنی تحتاللفظی روحبودن چون فرض بر اینه که روح راحته (بینیاز از مکان و غذا، روان و سریعالسیر...؛ ویراست۴۰۴/۶/۱۰ دائرةالمعارف جاوید).
مشابهات
[ویرایش]- آسان
- آسوده
- بیخیال
- خوشدست
- صمیمی
مشتقات
[ویرایش]براحتی: بسادگی، بیدردسر.
راحتشدن: رهایی، خلاصشدن؛ همچنین مردن کسیکه زجر میکشیده.
راحتکردن: سادهکردن، تسهیل؛ همچنین خلاصکردن از زندگی.
راحت جان
راحت روح
راحتالحلقوم
راحتپوش
راحتشده
راحتطلب
راحتی
ناراحت
منابع
[ویرایش]- دائرةالمعارف جاوید
برگردانها
[ویرایش]| ترجمهها | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||