رو

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. رخ، چهره.
  2. سطح، رویه.
  3. نما، طرف بیرون چیزی. ؛ ~ی کسی را سفید کردن کنایه از: الف - مایه سربلندی او شدن. ب - از او در بدی پیشی گرفتن. ؛ ~ی کسی را کم کردن از گستاخی او جلوگیری کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


اسم[ویرایش]

چهره، رخسار، روی، صورت

برگردان‌ها[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  1. رُ

فعل[ویرایش]

برو، دستور به رفتن، فعل امری

حرف اضافه[ویرایش]

  • رویِ

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی: go
ایتالیایی

اسم[ویرایش]

superficie

انگلیسی
visage