زار

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. ناتوان، ضعیف.
  2. زبون، درمانده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ریشه‌شناسی[ویرایش]

پسوند[ویرایش]

  1. پسوند مکان که انبوهی و فراوانی را می‌رساند: برنج زار، بنفشه زار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. گریة با سوز و گداز.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
lamentable