ساده

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(دَ یا دِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

جِ سائد (ساید)

  1. مهتران.
  2. فرزندان رسول اکرم و ائمة اطهار؛

جمع[ویرایش]

  1. سادات.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(دَ یا دِ)

صفت[ویرایش]

  1. بی نقش و نگار.
  2. پاک، خال
  1. ساده لوح، ابله، نادان.
  2. بسیط، بدون ترکیب.
  3. آسان.
  4. عادی، معمولی.
  5. پسری که هنوز ریش درنیاورده.
  6. بدون زینت و زیور.
  7. صاف و هموار.
  8. لغزان، لغزنده.
  9. بی چین و گره.
  10. تراشیده، سترده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

قید[ویرایش]

  1. ایستاده، مخففِ ستاده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

صفت مفعولی[ویرایش]

  1. ساییده شده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت[ویرایش]

  1. جیزی که از یک جزء تشکیل‌شده‌باشد.

برگردان‌ها[ویرایش]

  1. برای کار آسان گفته‌می‌شود.

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:easy
  1. کنایه از آدم بی‌غل و غش

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:fool
ایتالیایی

صفت[ویرایش]

rustico

ingenuo

semplice

facile

صفت[ویرایش]

umile

انگلیسی
untutored