ستان
ظاهر
(س)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
پسوند
[ویرایش]- پسوند مکان. الف - به اسم ذات پیوندد دال بر بسیاری و فراوانی دارد: بوستان، گلستان، نیستان. ب - به اسم معنی پیوندد و افادة محل کند:فرهنگستان، دادستان. ج - به اسم خاص پیوندد و افادة محل کند:بلوچستان، کردستان، افغانستان.
- پسوند زمان: تابستان، زمستان.
- حتماً 🌿 در ادامه، همان توضیح علمی دربارهٔ واژهی «ـستان / -ستان» را با منابع کتابی معتبر و دانشگاهی در پایان آوردهام تا استنادپذیر باشد 👇 --- 🔰 ریشه و تحول واژهٔ «ـِستان / ـستان» 🔹 فارسی نو در فارسی امروزی، پسوند ـستان / -stan به معنی جای، سرزمین، محل بودن یا روییدن چیزی است: > گل + ستان → گلستان = جای گل ترکمن + ستان → ترکمنستان = سرزمین ترکمنها --- 🔹 فارسی میانه (پهلوی ساسانی) در متون پهلوی، واژه به صورت stān / stā̆n آمده و همان معنا را داشته است: > ērān-stān = ایرانزمین، سرزمین ایران 📘 در فرهنگ پهلوی چنین آمده است: > stān = «place, land, country» (MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971) --- 🔹 اوستایی در زبان اوستایی، شکل کهنتر آن stāna- بوده است، به معنای جای، محل ایستادن یا بودن. ریشه از فعل اوستایی stā- (ایستادن) میآید. 📗 بنابر یادداشتهای زبانشناسی تطبیقی ایرانی: > stāna- = “place, standing place” (Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904) --- 🔹 سانسکریت در سانسکریت واژهٔ همریشهی آن sthāna (स्थान) است، از ریشهٔ sthā- به معنای «ایستادن، قرار گرفتن». 📙 > sthāna = “place, location, abode” (Monier-Williams, Sanskrit-English Dictionary, 1899) --- 🔹 ریشه هندواروپایی همهٔ اینها از ریشهٔ بازسازیشدهٔ هندواروپایی *steh₂- (ایستادن) گرفته شدهاند. از همین ریشه، در زبانهای دیگر نیز واژههایی چون: > stand (انگلیسی) ← از Proto-Germanic standaną stehen (آلمانی) ← همان ریشه --- 🟢 جمعبندی تطبیقی زبان صورت واژه معنا هندواروپایی باستان steh₂- ایستادن سانسکریت sthāna جای، محل اوستایی stāna مکان، جایگاه پهلوی stān سرزمین، محل فارسی نو ستان سرزمین، جای --- 📚 منابع و مآخذ معتبر 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Strassburg: Karl J. Trübner, 1904. 2. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford: Oxford University Press, 1971. 3. Monier-Williams, Monier. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: Clarendon Press, 1899. 4. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen, Vol. II. Heidelberg: Winter, 1986. 5. Kent, Roland G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. New Haven: American Oriental Society, 1953. 6. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. Wiesbaden: Harrassowitz, 1974. 7. Dehkhoda, Ali-Akbar. لغتنامه دهخدا. مدخل «ستان». 8. فرهوشی، بهمن. فرهنگ فارسی میانه. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۵. 9. Skjærvø, Prods Oktor. Introduction to Old Iranian. Harvard University, 2004 (Course notes). ---
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(~.)
ریشه
[ویرایش]- اِ
- در ترکیب به معنی «ستاننده» آید: دلستان، جانستان.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(سَ یا س)
صفت
[ویرایش]- به پشت خوابیده.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(~.)
اسم
[ویرایش]آستانه (در)
- ، کفش کن.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- انگلیسی
- extortionate