سرکه

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • /سِرکِه/

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

سرکه

  1. مایعی است اسیدی بسیار ترش و با بوی تند و زننده که از انگور، خرما، انجیر، گرفته می‌شود و طبیعت آن سرد و خشک است.
    سرکه ممکن است از دو کلمه سرّ - که تشکیل شده باشد و بخش اول کلمه کنایه از اسرار است که چگونه ماده شیرین به ماده ترش مبدل می‌شود.

Ambox notice.png استعاره[ویرایش]

  1. سرکه فروختن کنایه از: ترشرویی کردن. ؛
  2. مثل سیر و سرکه جوشیدن کنایه از: ناآرام بودن، در تب و تاب بودن.

––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین