سلم

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  • سَلْم

اسم خاص[ویرایش]

سلم

  1. ~ نام فرزند بزرگ فریدون در شاهنامه است او در قتل ایرج مشارکت داشت اما دست خود را به خون ایرج آلوده نکرد.
    به سلم و به تور آمد این آگهی ..... که شد روشن آن تخت شاهنشهی
  2. ~ را ممکن است منبع اصطلاحاتی چون سلمان، سلیمان مسلمان و سلیم توصیف نمود. با این اوصاف سلم را نباید یک فرد تاریخی تصور نمود منظور از سلم، یک راه و آیین بوده و امتی به آن گرویده بودند مستقل از آیین فریدون که مهرگان نامیده می‌شد.

مترادف‌ها[ویرایش]

  • سلیم

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

  • سلمان

(س)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  • آشتی.

(سَ لَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر لازم[ویرایش]

  • گردن نهادن، تحت اختیار درآمدن.
  • پرداختن بهای جنس بیش از تحویل گرفتن آن.

(سُ لَّ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. نردبان، پلکان

جمع[ویرایش]

  1. سلالم، سلالیم
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ سلم دارد

منابع[ویرایش]