سور

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • /سور/

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

سور

  1. (جمع): اسوار، سیران؛ جشن، ضیافت، عروسی، در شاهنامه میهمانی و پذیرایی ولی تعابیر دیگری هم دارد.
    بریدی یکی راه دشوار و دور ..... خریدی چنین رنج ما را به سور (شاهنامه)
  2. سُوْر: در گویش گنابادی یعنی ناآرام، وحشی، آماده به فرار، غیر اهلی، سرکش.
  3. دیوار گرداگرد شهر، حصار.

زبان دیگر[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • بهاری

Nuvola apps bookcase2.png اسم[ویرایش]

سور

  1. (قدیم): فعل راندن، حرکت دادن اسب، الاغ، گاری، ارابه و در زمان حاضر دوچرخه، موتورسیکلت، ماشین و غیره.
  2. ماشینه دالِه دالِه سور گِسْسه.
  3. اتومبیل را عقب عقب بران بَره.

––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]