سوز

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

لری[ویرایش]

سُوْز :(sowz) سبز

فارسی[ویرایش]

سُوْز :(sows) در گویش گنابادی یعنی سبز شدن ، رشد کردن ، سوختن ، از دست دادن فرصت ها

سوزَ :(swza) در گویش گنابادی یعنی آمپول ، سوزن

اسم[ویرایش]

  1. سوزش.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
flameproof