پرش به محتوا

شد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /شُد/

اسم مصدر

[ویرایش]

شد

  1. (قدیم): محکم کردن، استوار بستن. تأکید کردن، شدت دادن، قوی کردن. شدن، رفتن.
  2. (ادبی): تشدید دادن به حرفی در کلمه.
  3. (موسیقی ایرانی): مقام، پرده، کشیدن آواز، بلند و پست کردن نغمه تا موافق مطلوب گردد؛ کوک کردن، اصطحاب.
  4. واژهٔ «شُد» (صورت گذشتهٔ ساده) از ریشهٔ «شُدن» گرفته شده است و پاسخ درست چنین است: ✔️ بله — «شُد» مستقیماً از ریشهٔ فعل «شُدن» ساخته شده است. در دستگاه فعلیِ فارسی، ریشه‌های این فعل چنین‌اند: ریشهٔ گذشته: šud- ریشهٔ مضارع: šaw- / šav- (در فارسی میانه) پس: شد = فعلِ ماضی ساده از ریشهٔ گذشتهٔ فعل شدن = šud- پیوند تاریخی همان زنجیره‌ای است که آورده بودی: اوستایی šyu- → پهلوی šut- / šaw- → فارسی شد / شدن چرا فقط «شد» مستقیماً همان ریشه است؟ چون در فارسی نو، تنها صورتِ گذشتهٔ ساده بدون هیچ پسوند یا شناسه‌ای دقیقاً همان ریشهٔ گذشتهٔ فعل است و کوچک‌ترین افزوده‌ای ندارد. --- 📚 منابع معتبر کتابی A. دستورهای تاریخی و ریشه‌شناختی زبان‌های ایرانی 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. 2. Hoffmann, Karl & Narten, Johanna. Der Sasanidische Archetypus. 3. Hoffmann, Karl. Aufsätze zur Indoiranistik. 4. Skjærvø, Prods Oktor. Introduction to Avestan / Old Persian. 5. Kellens, Jean & Pirart, Eric. Les Textes Vieil-Avestiques. 6. Kümmel, Martin. Konsonantenwandel im Indoiranischen. B. منابع پهلوی (فارسی میانه) 7. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. 8. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. 9. Bailey, H. W. Dictionary of Khotan Saka. C. منابع فارسی نو و تاریخ زبان فارسی 10. حبیب برجیان، تاریخ زبان فارسی. 11. ابوالحسن نجفی و حسن انوری، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی. 12. محمد مقدم، تحول زبان فارسی. 13. مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران (بخش‌های زبان‌شناختی). 14. جلال‌الدین کزازی، دستور تاریخی زبان فارسی. 15. حسن انوری، فرهنگ دستور تاریخی زبان فارسی. 16. احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام (بخش فارسی میانه). D. منابع هندواروپایی‌شناسی 17. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWAia). 18. Mayrhofer, Manfred. KEWA. 19. Pokorny, Julius. Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch. 20. Fortson, Benjamin. Indo-European Language and Culture. 21. Beekes, R. S. P. Comparative Indo-European Linguistics. ---

زبان دیگر

[ویرایش]
  • عربی

مصدر لازم

[ویرایش]

شَدّ

  1. دویدن.
  2. حمله کردن.

––––

برگردان‌ها

[ویرایش]
ترجمه‌ها

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن
  • فرهنگ لغت معین